ابراهيم عاملي ( موثق )
211
تفسير عاملي ( فارسي )
تعجّب يا خوشحالى بآواز بلند نام خدا بردن و هم در هنگام كشتن حيوان در اينجا مقصود معنى اخير است . المنخنقه - خفه شده ، الموقوذه به سختى ضربت خورده و به زمين افتاده و مرده ، النّطيحة - بوسيله ى شاخ حيوان ديگر ضربت خورده و مرده ، المتردّية - از مصدر « ردى » بمعنى شكستن ، آسيب رساندن ، هلاك شدن ، سقوط كردن ، و اينجا بمعنى از بلندى افتاده و مرده است ، ذكّيتم - از مصدر تذكيه بمعنى سر بريدن حيوان مطابق قانون شرع ، النّصب - بتهاى سنگى يا كليّه ى بتها . الازلام - تيرهائى كه بوسيله ى آن قرعه ميكشيدند و سرنوشت خود را معيّن ميكردند ، مخمصة - معده ى از طعام تهى شده متجانف مايل بگناه و منحرف از راه ، جوارح - جمع جارحة ، حيوان شكارى از پرنده مثل باز و درنده مثل سگ ، كارد ، پاره ى بدن انسان ، ناگواريهاى روز كه به انسان ميرسد ، عرب ميگويد : « نعوذ باللَّه من طوارق اللَّيل و جوارح النّهار » يعنى : پناه به خدا از آسيب ناگهانى شب ، و حوادث ناگوار روز ، مكلَّبين - تربيت شدگان براى شكار ، و اين كلمه مشتق است از « كلَّب الكلب » يعنى سگ را شكار كردن آموخت . طعام - گندم و هر چه خوردنى باشد ، المحصنات - زنهاى پاك دامن ، زنهاى شوهردار و بگفته ى صاحب قاموس : يا زنهاى باردار . مسافحين - بزهكاران . اخدان - جمع خدن بمعنى دوست و رفيق ، حبط - از مصدر حبط بروزن فعل بفتح فاء و سكون عين بمعنى هدر شدن نتيجه ى كار ، نابودى خون مقتول . جهت نزول : آيت سوّم « حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ » اسباب النّزول سيوطى : حبّان بن - حجر گفت : ما با پيغمبر ( ص ) بوديم و من در زير ديك آتش روشن ميكردم و در آن گوشت مردار بود ، در اين ميان آيت حرمت مردار نازل شد ، من آن ديگ را وارونه كردم و براى نزول آيت چهارم : « يَسْئَلُونَكَ ما ذا أُحِلَّ » در آن كتاب نوشته است : ابى - رافع گفت : جبرئيل اذن گرفت كه حضور پيغمبر برسد ، چون اذنش داد او بر در بماند ، پيغمبر رداى خود را برداشت و به طرف او رفت و گفت : اذنت دادم چرا